close
متخصص ارتودنسی
داردکره الاغی کاک عابدین،که با جفتک وسرگین می کند تباه مزرعه کهن از روی کین
آخرین مطالب

وب نوربانک وبلاگی ممسنی ورستم

داردکره الاغی کاک عابدین،که با جفتک وسرگین می کند تباه مزرعه کهن از روی کین

وبلاگ بوی نسیم لطف نوشت:


داردکره الاغی کاک عابدین

که سرگین نوازی می کند مزرعه کهن را ازروی کین


اگر شود الاغی یکباری دهدسواری !؟

به عوام بی کاری،که سر درآورده به دنیای بی عاری


می شنیدهمین طورکره الاغ یلغی

صدای کاک عابدین ازتوی باغی

گرم می کرد این چنین سرش

کورس می بست جلوترازمادرش


مردم احساس آبادخوش خیال

 که حلقه زده بودند پشت درحال


جمع کردند خمره شراب در خانه  کاک


تاگردد مست دور زدست مشتی چالاک


کاک عابد ذوق زده آویخت خمره هاراسقف طویله

گفت ای جوری خیالم راحتره  کس نکندشک زین حیله


اهالی بیچاره  کاغد شک را از ورق دل کردند پاره

با قوت دل ،آن سوی دیوار می کردندکاک رانظاره


با جوشش هر خمره ،کاک عابد می گفت دارم یک بهره

اما چطور بخوره ! نیاز داشت به یک چاره


آمد به فکرش،کره الاغی که گفتیم ذکرش

آزین می کرد شبانگاه هر شب الاغ  نازش


بدین سان شبانه یکی یکی می گرفت زخمره هنرمستی

سواره رد گم می کردباسم خربا تردستی


سر می کشید یکی یکی خمره ها،را

این چنین دور می کرد زخود گزمه هارا


باپوزد عالی می زد نیشخندبه اهالی

رفت و رفت تا زمی شد نی خزانه خالی


سحرگه همان روز که آمد بر بام ها خورشید پیروز

جار زد بر غلام خویش ، آقا فیروز


از لطف من شدی تو راحت طلب،

در دفاع از مال ایتام هستم من میر غضب


کشان کشان برد آن بیچاره را پیش خران

گفت بخواب این جا پیش ازتو بهتران


به آن بیچاره که قلبش داشت می شد پاره

گفت من هستم سلاله ، نیستم این کاره،


کسی هم ازبادرونیامده توی باره

با دست و پای بسته غلت می زد درتوفاله


یادش آمد یک دفعه در نیمه شب های شرعی

چطور ندید آغااین همه دزد های شرطی


همه جارا نگاه کرد

همه چی را از هم سوا کرد


هیچی ندید جز رد کره الاغ

گفت ای زبان بسته  دست و پا چلاغ


از لطف آغام  می خوری دزدکی شراب از خمره مردم

شهادت دهم  تا هردم  از تو بگیرد این دم


صدا زد اهای قربان!قربان! ،به جاسم بده فرمان

تا باز کند دستان مرا تورا به روح پدرت هومان


آن که همه مارا کرده آس و پاس

هست کره الاغ ناسپاس


کاک عابدین با ذکاوت

گفت آفرین بر این درایت


جار زد جار چی آهای اهالی

ندهید به خود خیال واهی


کره الاغ بی بروبار کثافت

خالی کرده خمره ها رانکبت


قسم به اول همین روز

شاهدهم هست آقا پیروز


ریختندمویه کنان مردو زن اهالی

چه فایده!همه جا پر بودزخمره خالی


کاک عابدین سوار برالاغش

مثل همیشه بود دنبال کارش

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی