close
متخصص ارتودنسی
بهمن بیگی ، بهمن بیگی ها پرورش داد
آخرین مطالب

وب نوربانک وبلاگی ممسنی ورستم

بهمن بیگی ، بهمن بیگی ها پرورش داد

استاد محمد بهمن بیگی خانزاده ای مردم  دوست برخلاف برخی خوانین وقت ، امروز بخاطر اقدامات بی بدیل فرهنگی اش به عنوان یک خدمتگزار واقعی در عرصه دانایی مایه فخر و مباهات هر ایرانی وطن پرست می باشد، شخصیتی منحصر بفرد بود که این خصیصه زیبا و برازنده را هم در مقام تئوری و هم عمل در طول 90بهار از عمر گرانمایه اش بخوبی نشان داد.

http://s5.picofile.com/file/8159481284/11111.jpg

وبلاگ اسماعیل 88  نوشت

 

 بهمن بیگی ، بهمن بیگی ها پرورش داد

 

در آستانه پنجمین سالگرد مهندس اسماعیل احمدی  از پرورش یافتگان مکتب جهل ستیز و زیبایی آفرین استاد محمد بهمن بیگی پدر تعلیمات عشایر قرار داریم .به یاد این هر دو عزیز از دست رفته مختصر مطلبی به بیان برخی تشابهات این دو بزرگوار می پردازم :http://s5.picofile.com/file/8159481284/11111.jpg

استاد محمد بهمن بیگی خانزاده ای مردم  دوست برخلاف برخی خوانین وقت ، امروز بخاطر اقدامات بی بدیل فرهنگی اش به عنوان یک خدمتگزار واقعی در عرصه دانایی مایه فخر و مباهات هر ایرانی وطن پرست می باشد، شخصیتی منحصر بفرد بود که این خصیصه زیبا و برازنده را هم در مقام تئوری و هم عمل در طول 90بهار از عمر گرانمایه اش بخوبی نشان داد.

زحمات طاقت فرسای این ایلخان ایلخانان مردم دوست  از دوران تبعیدش تا در نوردیدن مناطق سخت گذر سرزمین ایران بزرگ و حضور همیشه میدانی اش درمیان عشایر و دیگر طوایف و تیره های ثابت و کوچرو و بدنبال ان وجود قلم مسحور و افسونگرش در آثار ادبی پنجگانه بجای مانده اش ، امروزه که ابرها از مقابل سیمای پر مهر و محبتش کنار رفته ، بر هر کسی هویداست .

این سیمرغ مرحم گذار دردهای جانکاه ، این مدیرکل افسانه ای و کسی که با اقدامات نیک خود لرزه بر اندام سترگ کوهها انداخت  هر چند که در شرایط تاریخی دشواری بر طبل دانایی و پیکار با بیسوادی کوبیده بود به هر قیمیت که بود با زیرکی خردمندانه اش توانست آرزوهای زیبایش را به فعلیت رسانده و استعداد درونی اش را عملی سازد و کورش وار ناجی اقوامی شود که هر چند به ظاهر ازاد و بی پروا بودند ولی در حقیقت در دخمه تاریک بیسوادی و جهل زمانه نیز غوطه ور بودند .

از دل مکتب پر مهر و منظومه شمسی محمد بهمن بیگی، دانش پژوهان و ستاره های درخشان پرشماری همچون لاله های خرامان برخاستند که به قضاوت تاریخ و زمان هر کدام در نوع خودشان از شایستگی های رفیعی برخوردار بوده و هستند . طوری که بحق می توان جمله "محمد بهمن بیگی بهمن بیگی ها را تربیت کرد " را در خصوص این انسانهای شایسته و شاگردان واقعی بزرگمرد دانایی یعنی محمد بهمن بیگی فقید بکار برد.

مهندس فقید اسماعیل احمدی نیز  یکی از این دهها هزار دست پروده مکتب جهل ستیز محمد بهمن بیگی  بود که به لحاظ شخصیتی از استاد والا مقامش بهره های فراوانی به ارث برده بود که با مداقه در فراز و نشیب های زندگی این مهندس همیشه در تب و تاب و برخوردار از استعداد سرشار و ذوق بی نظیر بخوبی می توان دریافت که اگر مجال و فرصتی برای به فعلیت در آوردن استعدادهای ذاتی اش فراهم می شد و مدارس عشایری نیز هم به قول آقای بهمن بیگی مجال ادامه کار برایش فراهم می شد و استمرار می یافت ،به جرات می توان گفت که اسماعیل هم با بجا آوردن حق استادی برگهای زرین دیگری از خدمت به این سرزمین مقدس را بر اوراق تمام زرین استاد والا مقامش محمد بهمن بیگی بیفزاید هر چند که نه جهل زمانه چنین اجازه ای را داد و نه پیمانه عمرش .

اگر استاد محمد بهمن بیگی طراح و ایجاد کننده کلاس عشایری بود ، بی شک برای هر کسی که لحظه ای حتی اندک با اسماعیل هم نشین شده بود  از این نهال برخاسته از کلاسهای عشایری که نور ، هوا و خاکش را وامدار ان واضع دانایی یعنی محمد بهمن بیگی بود ، خود به تمام معنا یک کلاس عشایری به لحاظ اموزش دهی اش در کلام ، گفتار و عمل بود .

مهندس اسماعیل احمدی از استاد دانایش همچون دیگر همکلاس ها و هم رزم هایش تنها و  تنها علم را نیاموخته بود بلکه جسارت ، آزادگی ، شهامت ، وفاداری ، قدردانی  ،محبت ،نوعدوستی و دیگر خصلتهای نیکوی تاریخ را اموخته بود.

اسماعیل چون استاد محمد بهمن بیگی هر ناممکنی را ممکن می دانست و یاس و ناامیدی در مخیله اش به هیچ عنوان نمی گنجید و همواره امیدوار به آینده بود و حتی در آخرین لحظات عمرش که ،"استاد گرانمایه اش محمد بهمن بیگی در رسایش می خواند که من به چشم خویش دیدم که جانم می رود "چون آبشار سقوطش هم با صلابت بود.

 سخن گفتن در باب اسماعیل که نوع نگاه و لحن کلامش آموزنده بود و خصلتهای نیکو و در عین حال پرشمارش از ایشان شخصیتی چند وجهی ساخته بود ، بسی دشوار است .در نوع نگاه و لحن کلام با مسمایش همواره می خواست چیزی را برای مخاطبش یاد آوری نماید و در واقع این خصلت توام با حجب و حیای بی مثالش از وی انسانی وارسته ساخته بود که لحظه لحظه در کنارش بودن نیز ملالی را برای همراهان بدنبال نداشت و بالعکس ثانیه ای در نبودش خلاء بزرگی برای دوستانش و انهایی که از دل و جان اسماعیل را باور کرده بودند را نیز بدنبال داشت .

شوخ طبعی اش زبانزد عام و خاص بود و خوب به یاد دارم که در آخرین هفته های عمرش وقتی پزشکان بر بالینش صحبت از جذب دارو از طریق سرم به عضلاتش سخن می راندند با خنده بازوان نازک شده چون نی اش را می گرفت و می گفت : عضله کجا بود؟ و یا در زمانی که تناول چند قاشق سوپ برایش دشوار بود برای کاهش الام اطرافیانش در حالی که خود در بدترین شرایط ممکن بود باز با خنده و رویی گشاده به کاسه سوپ اشاره می کرد و می گفت :این دیگر کمال نامردی است برای کسی که در طول زندگی اش روزی را بدون ورزش سپری نکرده "نتوان چند قاشق از این سوپ را تناول کرد.

افتادگی و وقارش در احترام به دیگران بخصوص کودکان و سالمندان زبانزد بود و تعبیر " افتاده مثل ریگ ته دره می نمود ------------- آن ایستاده سرو که خود قله دار بود" بخوبی در وجودش معنا پیدا می کرد.

 هنرمندی و نقاش بودنش ، خطاطی بی نظیرش و تحلیل گر مسائل سیاسی بودنش درکنار دهها هنر دیگر از زنده یاد اسماعیل احمدی همچمون استاد والامقام و فقیدش محمد بهمن بیگی انسانی با شکوه ساخته بود و طوری که در اولین نوروز پس از مرگ اسماعیل که به دیدار استاد محمد بهمن بیگی رفته بودیم ، استاد بهمن بیگی از اشنایی اش با اسماعیل به عنوان بزرگترین شانس زندگی اش یاد می کرد و همچنین از دست دادن اسماعیل را که همواره با صفت افضل و تفضیل "اسماعیل جان" صدا می زد به عنوان بدترین بدشناسی زندگی اش می دانست. 

روحشان شاد و راهشان پررهرو باد

وب نور بانک وبلاگی شهرستان های ممسنی و رستم

 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی