close
متخصص ارتودنسی
معیارانتخاب درممسنی
آخرین مطالب

وب نوربانک وبلاگی ممسنی ورستم

معیار انتخابات ممسنی؛ شهرستان، طایفه و فامیل!

 معیار انتخابات ممسنی؛ شهرستان، طایفه و فامیل!

حقیقت که نه! اما واقعیت تلخ روزگار ماست! به کمتر محفل و مجلسی؛ از شادی تا شیون! وارد می شوی و پای این سه حلقه و مبحث در میان نمی یابی! که آماج حملات سوالات دیگران نباشی! نوعی سیاست زدگی درونی و از نوع مفرط و بی خاصیت آن است! فقط در پی جنگ اعصاب و تندی مزاج و آزردن خاطر و خاطرات است! نوعی مرض است! دردی پنهانی است! نوعی گفتگوی بیهوده و خط بطلان کشیدن بر وقت گرانبهای آدمی است! ... نمی دانم! در دوره و زمانه ای که هیچ کسی کاری را بدون منفعت و سود آوری انجام نمی دهد! علت اینکه عده ای چنگ در دامن این حلقه ها و نحله ها می آویزند، چیست!؟ یک فرض بیشتر بر آن مترتب و متصور نیست! و آنهم بیکاری است بیگاری است! که خود منشاء کثیری از فسادها و رذایل ادبی و اخلاقی است!  و ...

حقیقت که نه! اما واقعیت تلخ روزگار ماست! به کمتر محفل و مجلسی؛ از شادی تا شیون! وارد می شوی و پای این سه حلقه و مبحث در میان نمی یابی! که آماج حملات سوالات دیگران نباشی! نوعی سیاست زدگی درونی و از نوع مفرط و بی خاصیت آن است! فقط در پی جنگ اعصاب و تندی مزاج و آزردن خاطر و خاطرات است! نوعی مرض است! دردی پنهانی است! نوعی گفتگوی بیهوده و خط بطلان کشیدن بر وقت گرانبهای آدمی است! ... نمی دانم! در دوره و زمانه ای که هیچ کسی کاری را بدون منفعت و سود آوری انجام نمی دهد! علت اینکه عده ای چنگ در دامن این حلقه ها و نحله ها می آویزند، چیست!؟ یک فرض بیشتر بر آن مترتب و متصور نیست! و آنهم بیکاری است بیگاری است! که خود منشاء کثیری از فسادها و رذایل ادبی و اخلاقی است!  و ...

کار در این دوره به جای رسیده است که این حلقه از شهرستان و طایفه گذشته و امید در حلقه ی فامیل انداخته است! در دوره های قبل تر یک شهرستان داشتیم و چند نفر نامزد انتخابات! نه طایفه ای در کار بود و نه تعصبی! اگر بود هم خیلی رنگ و معنایی نداشت! و ممسنی حقیقتن دهکده ای بزرگ بود! حرکت به سمت دوره های متاخر طایفه را نماد و ملاک و معیار قبولی ها و توفیقات کرد! چه معیار زایل و عاطلی بود! با این حرکت متاسفانه واپسگرایانه! و با سنگین تر شدن کفه ی طایفه، از معیار و مبنای عقلانیت سراغ کمتری گرفته شد! و طوایف به سرعت و به شدت در مقابل هم جبهه گیری ها کردند! و هر چه این نزاع و نقار ها آتشش افروخته تر شد! غنچه ی در حال شکفتن عقلانیت و مدارا و مدیریت با آن همه نرمی و لطافت بیشتر و بیشتر بسوخت!

و اینک در این دوره ی پیش رو به یمن و برکت آن تعصبات ویژه ی طوایفی ما! از این مرحله عبور کرده و وارد دوره ی جدیدی می شویم! در این دوره که بسیار عرصه ی تفکر تنگ تر! و به نظر جاهلانه تر می نماید! فامیل حرف و نقش اول را بر عهده می گیرد! تا دیروز که طایفه بود می شد یه گریزهایی زد و به راه خود رفت اما حاکمیت و جابریت طایفه برای مخالفان رسوایی سوزناکی به همراه داشت!  متاسفانه در گذار از این سه دوره: شهرستان! طایفه! تا فامیل؛ با اوج گیری هر چه شدیدتر این سه بازار و سنگین تر شدن کفه ی آنها به مراتب از عقلانیت در تمام امور کاهش یافته و این سیر همچنان ادامه دارد! و گاه در لیست ها و آمار های ارائه شده تا امروز؛ مشاهده می شود از یک خانواده نیز چندین نفر متقاضی اقدام و انجام به این مهم اند! این اقدام به اظهار تمایل و شرکت در این عرصه می تواند حامل پیام های چندی باشد؛

یکم آنکه تا دیروز طایفه حلال مشکلات و کاستی ها و کمبود ها بود! اما امروزه دیگر کسی چشم امیدی به طایفه هم ندارد! بل این خانواده و فامیل است که باید سکاندار این مهم شود! دیگرچشم امیدی به دیگری دوختن! به امید کس دیگری از طایفه وتبار دیگری بودن! گویا پاسخگوی نیازهای مردم نیست! لذا هر کسی خودش دست به کار شده و پای در این عرصه ی پر مخاطره می گذارد تا شاید مرهمی بر آلام و دردهایشان باشند و خود از قبل این جریان چاره جویی کنند!

دوم اینکه مردم بهانه داشته باشند تا از شر به ظاهر مبارک سایر افراد حاضر در صحنه و توقعات گاه بی جای آنها دوری کرده و به واسطه ی داشتن یک نیرو از خود و فامیل در این وادی باب مرافقت و موافقت و همدلی و همرایی با دیگران را بسته و آسوده خاطر به زندگی خود ادامه دهند! چرا که تاریخ دوره های گذشته نشان داده حجم مزاحمت ها و تقلاهای افراد حاضر در صحنه و مزاحمت های مکرر و انتظارات گزافشان! پدر صاحب بسیاری از افراد را درآورده است! دوستی دارم یکی از عمده دلایل حضور خود در این عرصه را همین موضوع قلمداد می کند!

سوم اینکه ممسنی امروزه با داشتن نیروهای متخصص و متعهد همچنین آگاه به زمان و زمانه؛ چنین فضایی را با سپردن سکان نمایندگی ممسنی به افراد ناتوان و نالایق! بر خود روا نمی داند! روشنفکران و اهل فن در این دوره احساس مسوولیت بیشتری نموده و با هر منصب و مدرکی که داشته بنا به این احساس مسوولیت پای در این عرصه ی پر مخاطره می گذارند که حداقل جبران مافات و استیفای حقوق از دست رفته نمایند! از این جنبه به واقع به زعم این قلم این کار پسندیده و به تضارب آراء روشن اندیشانه ارج و بهای بیشتری داده می شود!

چهارم اینکه مردم در این دوره گویا به این درک رسیده اند که گویی تلاش ها و کوشش هایشان در دوره های قبل چندان معطوف به نتیجه نبوده! و گاهن عاری از نتیجه بوده است! فلذا هر کسی متمایل است رای و نظر خود را به پای فامیل و خانواده ی خود ریخته و تلاش خود را مصروف نزدیکترین شخص خود نماید تا از ان بیهودگی و عاطل و باطل بودن دوره های قبل خارج شوند! و خلاصی یابند و ....

سخن به درازا نبرم! دلایل بیشماری می توان در این باب ذکر کرد! آنچه مهم است تعطیلی باب تفکر و اندیشه و عقلانیت است! چنانچه آوردم با تنگ تر شدن حلقه های معیار و مبنای آراء و نظرات در انتخابات از شهرستان تا طایفه و از طایفه تا این دوره فامیل! تنها عاملی که روبه فزونی گذاشته است؛ همانا آتش کوره ی تعصب بوده و هست که باعث سوزاندن اندیشه و عقلانیت می گردد! و همیشه این مطلب ذهن مرا سخت به خود درگیر کرده است که افرادی که در منطقه نماینده ی تعصب و تجاهل اند و قدرت و یارای مواجه با مخالف و منتقد خود را به لحاظ بومی ندارند! چگونه در سطح ملی و بین المللی قادر به این مواجهه عظیم تر خواهند بود!!

به پاس قلم و اندیشه

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی